خواجه نظام الدين عبيد زاكاني

241

أخلاق الأشراف ( فارسى )

چون خاك راه پَست شدم همچو باد و ، باز * تا آبرو نمىرَوَدَم نان نمىرسد سيرم ز جانِ خود به دل راستان ولى * بيچاره را چه چاره كه فرمان نمىرسد . . . تا صد هزار خار نمىرويد از زمين * از گُلبُنى گُلى به گلستان نمىرسد از حشمتِ اهلِ جهل به كيوان رسيده‌اند * جز آهِ اهل فضل به كيوان نمىرسد حافظ صبور باش كه در راهِ عاشقى * هر كس كه جان نداد به جانان نمىرسد ( ديوان ، 100 - 101 ، چاپ سيد ابو القاسم انجوى ؛ دكتر خانلرى ، ديوان ، 2 / 1008 - 1009 ، خوارزمى ) . 195 / 1 . محيى الدين عربى كه حكيم روزگار و . . . : محيى الدين ابو عبد اللّه محمّد بن على بن محمّد بن عربى حاتمىّ طائى ( از تبار حاتم طائى ) اندلسى ، عارف مشهور و صاحب مذهب وحدت وجود ، كه توسّط پيروانش به « شيخ الاكبر » ملقّب است و در اسپانيا وى را « ابن سراقه » نيز خوانده‌اند ، ولى در شرق معمولا او را ابن عربى ( بدون الف و لام تعريف مىگويند ، تا از قاضى ابوبكر محمد بن عبد الله المعافرى اندلسى معروف به ابن العربى ممتاز باشد ) . وى در 17 رمضان 560 ، ه . ق . در مرسيه متولد شد . در سال 568 ه . ق . به اشبيلّيه برده شد و در آنجا حدود سى سال اقامت گزيد . در آنجا و هم در سبته حديث و فقه خواند . در سال 590 ه . ق . به تونس و در سال 598 ه . ق . به مشرق رفت و هرگز از آنجا برنگشت . در همان سال ( 598 ) به مكّه رسيد ، در سال 601 بار ديگر دوازده روز در مكّه گذرانيد ، و بار ديگر به سال 611 ه . ق . به مكّه بازگشت . و چند ماه در آنجا اقامت كرد ، ولى سال بعد به حلب رفت . ابن عربى به موصل و آسياى صغير نيز سفر كرده است . هر جا كه مىرفت شهرت او نيز با او مىرفت ، و از توانگران نيز عطاياى زيادى مىگرفت و اغلب به نيازمندان مىبخشيد . و وقتى كه در آسياى صغير بود صاحب روم خانه‌يى به او بخشيد ، سائلى از او چيزى خواست و او گفت چيزى جز اين خانه ندارم و آن را به تو بخشيدم . سرانجام ابن عربى در دمشق اقامت گزيد و در ربيع الثانى 638 / اكتبر 1240 در همانجا در گذشت ، او را در پاى جبل قاسيون به خاك